شناسه خبر: 86095
تاریخ انتشار:۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۳ مرداد، ساعت 06:30
وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ ﴿توبه/۷۱﴾ و مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند .

مؤمنان ، بر یکدیگر ولایت دارند
وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ ﴿توبه/۷۱﴾
و مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند .

پیامبراسلام(صلّى الله علیه و آله): هر که صبح کند و اهتمامى به امور مسلمانان ندارد،از مسلمانان نیست، و هرکس فریاد کمک‌خواهى مسلمانى را بشنود و به او پاسخ نگوید، مسلمان نیست.
(کافی، ج2،ص164)
تفسیر نمونه
تفسیر: نشانه‏هاى مؤمنان راستین
در آیات گذشته علائم و جهات مشترک مردان و زنان منافق مطرح گردید که در پنج قسمت خلاصه مى‏شد:" امر به منکر"" نهى از معروف"" امساک و بخل"" فراموش کردن خدا" و" مخالفت فرمان پروردگار".
در آیات مورد بحث علائم و نشانه‏هاى مردان و زنان با ایمان بیان شده است، که آنهم در پنج قسمت خلاصه مى‏شود و درست نقطه مقابل یکا یک صفات منافقان است.
آیه از اینجا شروع مى‏شود که مى‏فرماید:" مردان و زنان با ایمان دوست و ولى و یار و یاور یکدیگرند" (وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ).
جالب اینکه در باره منافقان کلمه" اولیاء" ذکر نشده بود، بلکه جمله بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ که دلیل بر وحدت هدف و هماهنگى صفات و کردار است، به چشم مى‏خورد، اشاره به اینکه" منافقان" هر چند در صف واحدى قرار دارند و گروه‏هاى مختلفشان در مشخصات و برنامه‏ها شریکند، روح مودت و ولایت در میان آنها وجود ندارد! و هر گاه منافع شخصى آنان به خطر بیفتد حتى به دوستان خود خیانت خواهند کرد، به همین دلیل در آیه 14 سوره" حشر" میخوانیم: تَحْسَبُهُمْ جَمِیعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى:" آنها را متحد فکر میکنى در حالى که دلهایشان پراکنده است".
پس از بیان این اصل کلى به شرح جزئیات صفات مؤمنان مى‏پردازد:
1- نخست مى‏گوید:" آنها مردم را به نیکیها دعوت مى‏کنند" (یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ).
2-" مردم را از زشتیها و بدیها و منکرات باز مى‏دارند" (وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ).           
3- آنها به عکس منافقان که خدا را فراموش کرده بودند" نماز را بر پا مى‏دارند" و به یاد خدا هستند و با یاد و ذکر او، دل را روشن، و عقل را بیدار و آگاه مى‏دارند (وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ).
4- آنها بر خلاف منافقان که افرادى ممسک و بخیل هستند بخشى از اموال خویش را در راه خدا، و حمایت خلق خدا، و به بازسازى جامعه، انفاق مى‏نمایند" و زکاة اموال خویش را مى‏پردازند" (وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ).
5- منافقان فاسقند و سرکش، و خارج از تحت فرمان حق، اما مؤمنان" اطاعت فرمان خدا و پیامبر او مى‏کنند" (وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ).
در پایان این آیه اشاره به نخستین امتیاز مؤمنان از نظر نتیجه و پاداش کرده، مى‏گوید:" خداوند آنها را به زودى مشمول رحمت خویش مى‏گرداند" (أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ).
کلمه" رحمت" که در اینجا ذکر شده مفهومى بسیار وسیع دارد که هر گونه خیر و برکت و سعادتى را در این جهان و جهان دیگر، در برمى‏گیرد، و این جمله در حقیقت نقطه مقابل حال منافقان است که خداوند آنها را لعنت کرده، و از رحمت خود دور ساخته است.
شک نیست که وعده رحمت به مؤمنان از طرف خداوند، از هر نظر قطعى و اطمینان بخش است،" زیرا او هم قدرت دارد، و هم حکیم است"، نه بدون علت وعده مى‏دهد، و نه هنگامى که وعده داد، از انجام آن عاجز مى‏ماند. (إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ).
آیه بعد قسمتى از این رحمت واسعه الهى را که شامل حال افراد با ایمان مى‏شود و در دو جنبه" مادى" و" معنوى" شرح مى‏دهد.
نخست مى‏فرماید:" خداوند به مردان و زنان با ایمان باغهایى از بهشت  وعده داده است که از زیر درختهاى آن نهرها جریان دارد" (وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ).
از ویژگیهاى این نعمت بزرگ این است که زوال و فنا و جدایى در آن راه ندارد، و" آنان جاودانه در آن مى‏مانند" (خالِدِینَ فِیها).
دیگر از مواهب الهى به آنها این است که خداوند" مسکن‏هاى پاکیزه و منزلگاههاى مرفه در قلب بهشت" عدن" در اختیار آنها مى‏گذارد" (وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ).
" عدن" در لغت به معنى اقامت و بقاء در یک مکان است، و لذا به" معدن" که جایگاه بقاى مواد خاصى است این کلمه اطلاق مى‏شود، بنا بر این مفهوم" عدن" با خلود شباهت دارد، ولى از آنجا که در جمله قبل به مساله خلود اشاره شده، چنین استفاده مى‏شود که جنات عدن محل خاصى از بهشت پروردگار است که بر سایر باغهاى بهشت امتیاز دارد.
در احادیث اسلامى و کلمات مفسران این امتیاز به اشکال مختلف بیان شده است در حدیثى از پیامبر ص چنین مى‏خوانیم که فرمود:"
عدن دار اللَّه التی لم ترها عین و لم یخطر على قلب بشر، لا یسکنها غیر ثلاثة النبیین و الصدیقین و الشهداء
:" عدن آن خانه پروردگار است که هیچ چشمى آن را ندیده، و به فکر کسى خطور نکرده و تنها سه گروه در آن ساکن مى‏شوند: پیامبران، صدیقان (آنها که پیامبران را تصدیق کردند و از آنها حمایت کردند) و شهیدان"
در کتاب خصال از رسول خدا ص چنین نقل شده:
من سره ان یحیا حیاتى و یموت مماتى و یسکن جنتى التی واعدنى اللَّه ربى، جنات عدن ...
فلیوال على بن ابى طالب علیه السلام و ذریته علیهم السلام من بعده
:"" کسى که دوست دارد حیاتش همچون من، و مرگش نیز همانند من بوده باشد، و در بهشتى که خداوند به من وعده داده در جنات عدن ساکن شود، باید على بن ابى طالب ع و فرزندان بعد از او را دوست دارد"
از این حدیث روشن مى‏شود که جنات عدن باغهایى است از بهشت که پیامبر ص و جمعى از خاصان پیروان او در آنها مستقر خواهند شد.
این مضمون در حدیث دیگرى از على ع نیز نقل شده که جنات عدن جایگاه پیامبر اسلام است.
سپس اشاره به نعمت و پاداش معنوى آنها کرده مى‏فرماید:" رضایت و خشنودى خدا که نصیب این مؤمنان راستین مى‏شود از همه برتر و بزرگتر است" (وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ).
هیچکس نمى‏تواند آن لذت معنوى و احساس روحانى را که به یک انسان به خاطر توجه رضایت و خشنودى خدا از او، دست مى‏دهد، توصیف کند، و به گفته بعضى از مفسران حتى گوشه‏اى از این لذت روحانى از تمام بهشت، و نعمتها و مواهب گوناگون و رنگارنگ و بى‏پایانش، برتر و بالاتر است.
البته ما هیچیک از نعمتهاى جهان دیگر را نمى‏توانیم در این قفس دنیا و زندگانى محدودش، در فکر خود ترسیم کنیم، تا چه رسد به این نعمت بزرگ روحانى و معنوى.
البته ترسیم ضعیفى از تفاوتهاى معنوى و مادى را در این دنیا مى‏توانیم در فکر خود مجسم کنیم مثلا لذتى که از دیدار یک دوست مهربان و بسیار صمیمى بعد از فراق و جدایى، به ما دست مى‏دهد، و یا احساس روحانى خاصى که از درک یک مسئله پیچیده علمى که ماهها یا سالها به دنبال آن بوده‏ایم براى ما حاصل مى‏شود و یا جذبه روحانى نشاطانگیزى که در حالت یک عبادت خالص، و مناجات آمیخته با حضور قلب، به ما دست مى‏دهد، با لذت هیچ غذا و طعام و مانند آن از لذتهاىمادى قابل مقایسه نیست.
در اینجا نیز روشن مى‏شود که مى‏گویند: قرآن به هنگام شرح پاداش مؤمنان و نیکوکاران تنها روى نعمتهاى مادى تکیه کرده، و از جذبه‏هاى معنوى در آن خبرى نیست، در اشتباهند، زیرا در جمله بالا رضایت خدا که مخصوصا با لفظ" نکره" بیان شده اشاره به گوشه‏اى از خشنودى خداست، از همه نعمتهاى مادى بهشت برتر شمرده شده و این نشان مى‏دهد که تا چه حد آن پاداش معنوى پر ارزش و گرانبهاست.
البته دلیل این برترى نیز روشن است زیرا روح در واقع به مانند" گوهر" است، و جسم همچون" صدف"،" روح" فرمانده است و" جسم" فرمانبر، تکامل روح هدف نهایى است، و تکامل جسم وسیله است، بهمین دلیل تمام شعاعهاى روح از جسم وسیعتر و دامنه‏دارتر مى‏باشد، و لذتهاى روحى نیز قابل مقایسه با لذات جسمانى نیست، همانگونه که آلام روحى بمراتب دردناکتر از آلام جسمانى است.
و در پایان آیه اشاره به تمام این نعمتهاى مادى و معنوى کرده مى‏گوید:
" این پیروزى بزرگى است" (ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ)
...................................................
مولود تویی وعده ی موعود تویی تو
برگرد عدالت بنما ظلم بسوزان
تو آیه ی عشقی تو همه سوره ی عدلی
ای نور تجلی شده از صاحب قرآن
در حد توان نیست که وصف تو بگویند
گر جمع شوند و بنگارند دبیران!

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0
captcha